مهمونی
پنجشنبه :هفتم آذر 92
امروز قرار بود خاله های نی نی سایتی بیان خونمون.صبح شما و بابا جوون رفتین بیرون و خرید کردین و منم یه کم کارامو کردم و بعد از ناهار و حموم شما خوابیدی.خلاصه تا ساعت 3/5 کارا تموم شد البته با کمک باباحمیدرضا( دستت درد نکنه همسری مهربوونم).
ساعت 4 هم خاله ها اومدن و شما هم یه ده دقیقه بعد بیدار شدی و خدا رو شکر همکاری کردی و نق نزدی و کلی هم با دوستات بازی کرد و بهت خوش گذشت.
منم که در کنار دوستای گلم واقعااااااااااا بهم خوش گذشت و روز خیلی خوبی بود.اینم از عکسا:
رهام واقعا تو بازی غرق شده
، رادین، مه سما، وانیا و لیانا

آوا ، رهام ، هانا، مه سما ، رادین، لیانا، مشکات و رهام (رهام همچنان دراز کشه).

اینجا آرتا جوونم اضافه شده.قلنبه...

یعنی من عاشق این عکسم


عکس هنری

اصلا به طور عجیبی دخترا رو دوست داره

اینم عکس دسته جمعی البته حدیث جوون زودتر رفت و تو عکس نیست.

خیلی خوش گذشت.


مهمونی 
